صدای سکوت
دلم دنیای درد است نگاه جان شیرینم صدای بغض میگوید شکستم بهترین حرف است
شدم تنهاترازتنهامراباغم نمیدانم چه حرف است اسیرعشق امروزم به دیروزم به اشک چشم گریانم
شدم عاشق ترازفرهاد....
نمیدانم عشق نمی دانم که از دردش نمی نالم!!!
مرا تنهانمیزارد ندایش خاطرش یکجا به فریادم برس ای دل که میدانم تومیدانی شکست و آه ودلتنگی که از بهرش نمی فهمم
سکوت باهم بودن را سکوت باهم زیستن را
نوشته شده در شنبه 26/6/90ساعت
4:39 عصر توسط حسین| نظرات ( ) |
